شفيع أعْلَى حالًا و أرْفَعُ مَنْزِلَةً مِنَ الْمَشْفوعِ لَهُ است ؛ يعنى در هر حال شفاعت وقتى متحقّق مىشود كه درجه و منزلت شفيع در نزد مشفوعٌ عنده ، بهتر از مشفوعٌ له بوده باشد . « 1 » »
كلام قاضى عياض دربارهء شفاعت
مجلسى رضوان الله عليه ، در « بحار » پس از نقل كلام خواجه و علّامه گفته است :
« نَوَوى در « شرح صحيح مسلم » آورده است كه قاضى عَياض گفته است : مذهب اهل سنّت بر جواز شفاعت است عقلًا ، و بر وجوب و لزوم آن شَرعاً و سَمعاً ؛ طبق آيات صريحه ، و خبر راستين .
و از آثار و اخبارى كه مجموعاً به حدّ تواتر رسيده است ، صحّت شفاعت در آخرت ، براى گناهكاران مؤمنين به دست مىآيد . و سلف صالح و كسانى كه پس از آنها آمدهاند از اهل سنّت بر مسألهء شفاعت اجماع دارند .
امّا خوارج و بعضى از معتزله شفاعت را قبول ندارند و در اين اعتقاد به مذهب خود در مخلّد بودن گناهكاران در آتش تمسّك نمودهاند ؛ و از جمله استدلال كردهاند به اين آيه :
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ
. « 2 » و أمثال اين آيه ؛ و اين آيات دربارهء كفّار است .
و امّا تأويلى كه در آيات شفاعت بدين گونه نمودهاند كه راجع به زيادى درجات و مقامات است نيز صحيح نيست ، و الفاظ جملات در كتاب و سنّت در بطلان اين طرز تفكّر صراحت دارد ، و صريح
هامش
( 1 ) « شرح تجريد » قوشجى ، بحث معاد كه آخر كتاب است .
( 2 ) آيه 48 ، از سورهء 74 : المدّثّر