شفاعت موجب لُحوق گناهكاران از مؤمنين است به صالحان از مؤمنين .
شفاعت موجب تقويت روح و نفس انسانى مؤمن است ، در اثر كمك و امداد خارجى براى رفع موانع و عوارض .
شفاعت برداشتن حجاب و پرده ، بين حبيب و محبوب است كه به واسطهء حصول كدورت زنگار كثرت پيدا شده است .
شفاعت همچون دارو براى تقويت طبيعت است
مثال : اگر بدن انسان مريض گردد و مزاج به هم بخورد و يا مثلًا قُرْحهء سختى در بدن پيدا شود ، چنانچه مزاج قوى باشد و طبيعت بدن سالم و دستگاههاى اصلى بدون عيب باشد ، خود به خود صحّت پيدا مىشود و آن كسالت مرتفع مىگردد و آن قرحه التيام مىپذيرد و بالنّتيجه مرض دفع مىگردد ؛ و گرنه احتياج به استعمال دارو داريم تا علاج را با دواى ضدّ ميكرب بنمائيم تا فعل و عمل ميكرب را خنثى كند ، و در بازگشت طبيعت به صحّت اوّليّهء خود ، بدن را نيرو بخشد و كمك كند و موادّ فاسد و تباهى كه در بدن مجتمع شدهاند ، تبديل به موادّ صالحهء نافعهء مربيّه و ملائمه با طبيعت بدن بنمايد .
و بنابراين در هر حال عامل مؤثّر در صحّت ، همان طبيعت است ؛ غاية الامر در بعضى از أحيان ، خودكفا بوده و بدون نيازى به عامل خارجى رو به صحّت مىرود ، و در بعضى از احيان نيازمند به معاونت و كمك بوده تا با يارى و ياورى او را مدد كند و با كمك و