تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
و اگر كسى مطيع صِرف باشد و محبّ و دوستدار باشد و رسول الله و اهل بيت و خاصّان و نزديكان او را محترم بشمارد و به ديدهء إعزاز و اكرام بنگرد ، گناه مختصر ناشى از شهوت ، نه از انكار و استكبار كجا ضررى مىرساند ؟ اينجاست كه بابى از معارف الهيّهء دينيّه به روى ما باز مىشود و با ادراك اين حقائق در عالم نوينى از علم وارد مىشويم . محبّت ، جان را به جان پيوند مىدهد ، محبّت عمل محبوب را عمل محبّ مىكند ، محبّت جان حبيب و محبوب را متّحد مىسازد ، محبّت معيّت مىآورد ، و بنا به خاصيّت ظروف مرتبطه در علم فيزيك موجب هم سطحى سطوح افكار و علوم و عقائد و ايمانِ افراد مختلفه در علم روانشناسى مىگردد .

شفاعت براى اهل محبّت است ، نه اهل عداوت

شفاعت براى اهل محبّت است ، نه اهل عداوت ؛ براى شيعيان است ، نه ناصبيان . « 1 » شفاعت ، خرمن معاصى كبيره را با يك جرقّهء انجذاب روحى مغناطيسى آتش مىزند ؛ ديگر اينجا معصيت كجاست ؟ شفاعت ، موجب تبديل سيّئات به حسنات مىگردد ؛ در اين وادى ، خاشاك گناه و عصيان كجاست ؟ آرى شفاعت همچون عمل صالح ، گناه را به ثواب و عصيان را
هامش
( 1 ) ناصب و ناصبى كسى را گويند كه عَلَم مخالفت با آل محمّد را برافراشته است ، و يا با آنان دشمنى مىكند و سبّ و شتم و لعن مىنمايد . جمع آن نواصب است و در پارسى بايد ناصبيان بگوئيم .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 276 | السيد محمد حسين الطهراني