اين دو آيه يكى است و به جاى
ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ
، جملهء :
ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ
قرار دارد ؛ و چون تمليك خداوند شفاعت را به غير خود ، بعد از تحقّق اذن مىباشد ، استفاده مىشود كه بعد از اذن ، فعل شافع در شفاعت خود ، فعل خداى سبحانه و تعالى مىشود .
پس بواسطهء اين اذن ، شخص شفيع مقام فناء محض پيدا مىكند ، و اذن خدا ارتقاء درجهء انسان است به مقام معرفت و توحيد كه مستلزم فناء است .
و بنابراين ، در عين حالى كه غير از خداوند شفيعى نيست ، كسانى به اذن خدا شفاعت مىكنند ، يعنى شفاعتشان عين شفاعت خداست و غيريّت و دوئيّتى نيست تا معناى غير متحقّق گردد .
دلالت آيات قرآن بر فناء شفيعان
و صريحتر از اين آيه ، آيه مباركهء در سورهء بقره است :
مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ
.
زيرا ميفرمايد : كيست كه شفاعت كند ، مگر به اذن خدا . و بعد ميفرمايد : خدا ميداند آنچه در برابر آنهاست و آنچه در پشت سر آنهاست ؛ يعنى چون فقط خداوند علم به ما كان و ما يكون دارد ، شخص شفيع نيز بواسطهء اذن ، چنين علمى پيدا مىكند و بر اين اساس تحمّل شهادت و سپس اداء شهادت مىنمايد ؛ به علّت آنكه فانى است و شخص فانى علمش علم خداست ، و اذن همان مقام فناست ؛ و اگر اينطور نباشد ، بين جملهء
مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا