نتيجه يك نيروى معيّن وقتىكه سرعت جسم افزايش مىيابد ؛ تأثير كمترى در تغيير سرعت آن مىگذارد ، و در نتيجه هيچ ذرّه اى نمىتواند سرعت نور را كسب كند ؛ و اگر ساعتى مىتوانست با سرعت نور حركت كند همواره يك زمان را نشان ميداد .
سوّم : آنكه طولها در جهت حركت كوتاه ميشوند يعنى اگر ما نسبت به يك خط كش در حركت باشيم ، طولى كه توسّط اندازه گيرى براى آن بدست مىآوريم كوتاهتر است از طولى كه در صورت سكون خط كش بدست مىآوريم . اين كوتاه شدن طولها نيز ناشى از عمل اندازه گيرى است .
در زمان حاضر شواهد تجربى براى پديدههاى اتّساع زمان و كوتاه شدن طولها وجود دارد .
در نسبيّت خاصّ ، براى هر ناظر يك زمان مخصوص تعريف ميكنند ؛ زمان مخصوص هر ناظر زمانى است كه ساعت همراه او نشان ميدهد . ضمناً هر ناظر به هر حادثه اى كه در جاى ديگر اتّفاق افتد ، يك زمان مختصّ به او نسبت ميدهد كه ميتواند آن را از روى اطّلاعاتى كه دربارهء محلّ وقوع حادثه دارد و سرعت علامتى كه او را با آن حادثه مربوط مىكند حساب نمايد .
براى حوادث محلّى زمان مختصّ به آنها با زمان مخصوص به ناظر يكى است .
از ديدگاه يك ناظر ، تمام حوادثى كه يك زمان مختصّ به آنها دارد يك حالت لحظه اى جهان را مشخّص مىكند . پس درحالى
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 272
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٧٢