حسنه هستند ، از نماز و روزه و جهاد و انفاق و ساختن مسجد و مدرسه و بيمارستان و پل و غيرها سنجيده شود ، چه بسا بسيارى از آنان در حاقّ معنى براى خدا خالصاً و مخلصاً نبوده است ؛ و بنابراين در ميزان سنجش واقعى ، حسنات نيست . گرچه در ظاهر بسيار چشمگير است ؛ و نام انسان را در دنيا به نيكوكارى بلند كردهاند و جزء خدمتگزاران و انفاق كنندگان ميدانند ولى در حقيقت ، ارزشى ندارد ؛ و چون مُهر تقرّب به آنها نخورده است ، اگر خداوند بخواهد استقصاء و مداقّه كند ، مهر باطل شد به آنها مىزند و همه را از درجه اعتبار ساقط مىكند .
پس در صورت استقصاء چون معلوم مىشود كه حسنات ، حسنات نبوده است پس بشمار نمىآيد و امّا سيّئات انسان معلوم است كه زشتى و بدى بوده و همه به حساب مىآيند .
امّا خلاف وعيد عمل كردن اشكالى ندارد . وعيد عبارت است از ترساندن از عواقب وخيم عمل زشت ؛ و پاداش سخت معيّن نمودن ؛ و به عذاب و عقاب تهديد كردن .
ولى اشكال ندارد كه شخص حاكم از شخص محكوم درگذرد و جرم و جنايت او را ببخشد ، و او را مورد عفو و مغفرت خود قرار دهد البتّه اين اختيارى است كه براى حاكم است ، و اجبار و الزامى هم ندارد كه حتماً ببخشد ، تا آنكه وعيدهاى او لغو و بيهوده گردد ؛ و مجرمان و تبهكاران بر عفو و اغماض او تكيه زنند و دست به جنايت و خيانت بيالايند .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤٦