« حقًّا خداوند به شما وعده داد ؛ وعدهء حقّ ! من هم وعده دادم ولى خلاف آن را كردم » .
و از آنچه گفته شد ، معلوم شد كه مراد از سوء حساب كه در آيه كريمه آمده است ، اين نيست كه خداوند حسنات را به حساب نياورد ؛ چون خداوند وعده فرموده كه نيكوكاران را به بهشت برد ؛ و خلاف وعده نمودن ظلم است و خداوند ظالم نيست .
إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ .
« 1 »
« خداوند حقًّا به اندازهء سنگينى يك ذرّه ظلم نمىكند » .
بلكه مراد استقصاء است ؛ يعنى خوب به حساب رسيدن ، و از جزئيّات سؤال كردن ؛ و در بازپرسى موشكافى نمودن و حساب را به نهايت دقّت استوار نمودن است ؛ و آنچه در چند حديث اخير در تفسير اين آيه
وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ
آمده است كه تفسيرش اين بود كه حسنات را به حساب نمىآورد و سيّئات را به حساب مىآورند ، معنايش اين است . چون در حسنات استقصاء و دقّت به عمل مىآيد معلوم مىشود كه حسنه نبوده است .
حسنه آنست كه انسان براى تقرّب بسوى خداى تعالى خالصاً لوَجْهِه الكريم انجام دهد ؛ و در نيّت خود غير خدا را داخل نكند ، و شريك قرار ندهد ؛ و به نيّات نفسانيّه و بر اساس آراء دنيويّه و مقاصد اعتباريّه شهويّه كارى را انجام ندهد .
و با اين معيار چون حسنات انسان كه همه به صورت ظاهر
هامش
( 1 ) صدر آيه 40 ، از سورهء 4 : النّسآء