و هم آخرت هر دو باختهاند ؛ دنيا را براى وصول به دنيا ترك گفتهاند ؛ و پنداشتهاند كه لذّت رياستهاى باطل از لذّت اموال حرام و نعمتهاى مباح و حلال بيشتر است ؛ و بنابراين براى نيل به رياستهاى باطل از همه اينها گذشتهاند .
و اگر به آنها گفته شود : از خدا بپرهيز ! مقام خودخواهى و عزّت كاذب او را به گناه ميكشد پس جهنّم براى او بس است و حقّاً جايگاهى است . اين چنين فردى چون آدم يك چشمى ، پيوسته در امور بدون بصيرت و درايت است ؛ و اوّلين گامى كه به باطل بردارد ، او را به آخرين مراتب خُسران و زيان ميكشاند .
و پس از آنكه نميتواند به منويّات خود برسد ، پروردگارش او را در طغيان و سركشىِ ممتدّ مىبرد ؛ و در اين صورت آنچه را كه خدا حرام كرده است حلال ميشمرد ؛ و آنچه را كه خدا حلال كرده است حرام ميشمرد ؛ و اگر رياست باطلش كه به دنبالش ميرود و براى وصول به آن خود را به مهالك انداخته و به شقاوت رسانده است سالم بماند ، باكى در از بين رفتن دينش ندارد ؛ پس اين افراد كسانى هستند كه خدا بر آنها غضب نموده ؛ و به آنان صَلاى دورباش زده ؛ و عذاب ذلّتآميز و تحقير انگيز برايشان مهيّا ساخته است . و ليكن مرد ، تمام مرد ، نيكو مرد آن كسيست كه هواى نفس و در خواست خود را تابع امر خدا نموده است ؛ و قواى خود را در راه رضاى خدا مبذول داشته است ؛
و ذلّت را با وجود داشتن حقّ به عزّت أبديّه نزديكتر مىيابد از عزّتى كه با باطل به دست مىآيد . و به يقين ميداند كه گرفتارىهاى
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 321
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٢١