يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً
. « 1 »
« و نامهء عمل قرار داده مىشود ؛ و اى پيغمبر ! مىبينى كه مجرمين از آنچه در آنست سخت هراسناك و دهشت زدهاند و ميگويند : اى واى بر ما ! به چه سبب اين نامهء عمل از شمارش هيچ عمل كوچك و يا عمل بزرگ دريغ نكرده است ؟ و آنچه كه در دنيا بجا آوردهاند همه را حاضر مىيابند ، و البتّه اى پيامبر ! پروردگار تو به كسى ستم روا نميدارد . »
آن وقت وقتِ سرافكندگى و خجالت است ؛ و آن موقف ، موقفِ شرمسارى و ذلّت و مسكنت است .
انسان در اين دنيا چون كبكى كه در برف سر فرود آورد براى آنكه صيّاد او را نبيند ؛ هر عمل زشتى كه به جا آورد چنين مىپندارد كه خدا نمىبيند ؛ و اگر خود را به غفلت زند ؛ عالم كون هم به غفلت ميروند اگر اين جهان را كور و جاهل و عالم مادّه و طبع را بدون شعور تصوّر كند ، و ملائكه را مسيطر و مهيمن بر اين جهان نبيند ؛ مىپندارد حقيقت امر همچنين است غافل از اينكه اين جز پندارى و توهّمى بيش نيست ؛ بلكه عالم زندگى و حيات دارد .
إنشاءالله در مجلس آينده كه در بحث معاد در پيرامون كيفيّت شهادت جمادات گفتگو به عمل مىآيد روشن مىشود كه در و ديوار هم از اعمال ما خبر دارند ؛ و آنها هم ثبت و ضبط مىنمايند ؛ و اين خود داستانى است مفصّل و مستقلّ بر اساس يك فلسفه و يك نگرش
هامش
( 1 ) آيه 49 ، از سورهء 18 : الكهف