او كارهاى خود را تطبيق دهد و الّا ايتمام صدق نمىكند ؛ اگر كسى امام جماعت گردد ؛ ولى چون امام به ركوع رود مأموم بايستد ؛ و چون سجده رود مأموم حمد و سوره بخواند ؛ و چون قنوت بگيرد مأموم به سجده رود ؛ و چون بايستد مأموم بنشيند ؛ اين را ايتمام نميگويند ؛ بلكه ايتمام پس از نيّت صادق و قصد ايتمام براى خدا عبارت است از پيروى در تمام اعمال و افعال و اقوال .
أمير المؤمنين عليه السّلام امام ماست و در آن شكّى نيست ، ولى بايد ديد چقدر ما مأموم او هستيم ؟ در تمام حالات و لحظات : آيا فقط در افعال خارجى ، يا در خاطرات ذهنى و يا در معانى و وجدانيّات قلبى ؟ آيا ما حاضر شدهايم چون آن حضرت خود را پاك كنيم ؟
يا نَديمى ضَاعَ عُمْرِى وَ انْقَضَى * قمْ لإسْتِدْراكِ وَقْتٍ قدْ مَضَى
وَ اغْسِلِ الأدْناسَ عَنّى بالْمُدامْ * وَ امْلَأ الأقْداحَ مِنْها يا غُلامْ
أعْطِنى كَأساً مِنَ الخَمْرِ الطَّهورْ * إنَّها مِفْتاحُ أبْوابِ السُّرورْ
خَلِّصِ الأرْواحَ مِنْ قَيد الْهُمومْ * أطْلِقِ الأشْباحَ مِنْ أَسْرِ الْغُمومْ
كاندرين ويرانه پر وسوسه * دل گرفت از خانقاه و مدرسه
نه ز خلوت كام بردم نه ز سِيْر * نه ز مسجد طرف بستم نه ز دير ؟