بيرون مىنمايند .
حضرت با دست مبارك خود اشاره به يكى از زواياى قبّهء منوّره نمودند و گفتند : تو در اينجا توقّف كن و بمان تو را نمىبينند . عضد الدّوله خواهد آمد و مشغول زيارت مىشود و نماز ميخواند ؛ و به درگاه خدا با تضرّع و ابتهال دعا مىكند ؛ و خدا را به محمّد و آل طاهرينش سوگند ميدهد كه او را بر تو پيروز كند .
در اين حال تو نزديك او برو و بگو : أيُّهَا الْمَلِكْ ! آن كسى كه در دعاى خود إلحاح و اصرار مىورزيدى و خدا را به محمّد و آلش سوگند ميدادى كه تو را بر او پيروز كند كيست ؟
فناخسرو ميگويد : مردى است كه در بين ملّت من اختلاف افكنده و عصاى قدرت مرا شكسته و در حكومت و سلطنت ، با من منازعه نموده و درافتاده است .
پس به او بگو : اگر كسى تو را بر او پيروز كند و ظفر دهد ، مژدگانى او را چه ميدهى ؟
او ميگويد : هر چه بخواهد مىدهم ؛ حتّى اگر مرا الزام كند كه او را عفو كنم عفو ميكنم !
در اين حال تو خودت را به او معرّفى كن ؛ و در اين صورت آنچه از او توقّع دارى از جانب او به تو خواهد رسيد .
عمران ميگويد : همانطور كه أمير المؤمنين عليه السّلام به من در عالم خواب نشان داده و راهنمائى كرده بودند واقع شد . عضد الدّوله آمد و به زيارت و دعا مشغول و براى ظفر يافتن بر عمران بن شاهين
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 43
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٣