نموديم ، بايد قرآن كريم در هر صبحگاهى تلاوت شود .
و حافظ شيرازى عليهالرّحمه در اين زمينه سروده است :
هزار جَهد بكردم كه يار من باشى * مراد بخش دل بى قرار من باشى
چراغ ديدهء شبزندهدار من گردى * انيس خاطر امّيدوار من باشى
چو خسروان ملاحت به بندگان نازند * تو در ميانه خداوندگار من باشى
در آن چمن كه بُتان دست عاشقان گيرند * گرت ز دست برآيد نگار من باشى
شود غزالهء خورشيد صيد لاغر من * گر آهوئى چو تو يكدَم شكار من باشى
من ار چه حافظ شهرم جُوى نمىارزم * مگر تو از كرم خويش يار من باشى « 1 »
اگر او آمد و يار ما شد ، چشمهاى ما را بينا و گوشهاى ما را شنوا و زبان ما را گويا مىكند . و اگر او نيامد و ما را به خود واگذار كرد ، يك عمرى را در حجاب بسر برده و با نسبتى كه از صفات او به خود ميدهيم راه إعراض و مَجاز پيمودهايم .
إعراض از ياد خدا ، موجب نابينائى در قيامت است
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى * قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً
هامش
( 1 ) « ديوان حافظ » طبع پژمان ( سنهء 1318 ) غزل 469 ، ص 214 و 215