اين مردم آفت زده ، براى اصالت مادّه ، انكار حيات ابدى و معنوى و واقعيّت تجرّد روح را مىكنند . و براى آنكه از قافلهء دنياپرستان و دنيازدگان عقب نيفتند و بىمحابا در اين درياى بى پايان شنا كنند ، انكار معاد مىكنند .
مكتبهاى مادّى انسان را از مقام خليفة اللهى در رديف بهائم قرار ميدهد
اين انسانى كه به مقام خليفةُ اللهى رسيده و عنوان و مَظهر خدا قرار گرفته ، چنان خود را سقوط ميدهد و در دَرَكات ذُلّ مادّه و انغمار در جاه و آمال بى پايه و اساس فرو ميرود كه مانند وحوش بر سر جيفه اجتماع مىكنند ، و فكر و ذكر و درس و بحث و همّ و غمّ خود را در دوران يك عمر مصروف بر جيفهخوارى مىنمايند .
جز شكم و مادّه و اقتصاد هيچ نمىفهمند ، و بر مبنائى تكيه نميزنند ؛ نه أصالتى ، نه وجدانى ، نه روحى و نه قيامتى ! ميگويند : غير از دنيا و شئون دنيا چيزى نيست ؛ بايد بدان متّكى شد .
وه ! اين چه تهمتى است بزرگ به خدا ، به مقام انسان ، به آفرينش و خلقت .
اين انسان شريف ملكوتى كه آئينهء تمام نماى حقّ و صفات جمال و جلال و مظهر اسماء عُلياى اوست ، و براى كسب فيض و كمال به دنيا آمده است ؛ آن را لاشخور جيفهخوار نموده ايد !
و با اين مكتبهاى مادّى و سيستمهاى اقتصادى ، او را از آن مقام معنى و روحانيّت پائين كشيده و در رديف بهائم و همطراز سَبُع و درنده قرار دادهايد !
خداوند مردم را در يك روز جمع كرده و بين آنان به حقّ حكم مىنمايد
قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنا رَبُّنا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا بِالْحَقِّ
. آرى بالاخره در نزد