عَنْها مُعْرِضُونَ .
« 1 »
« و چه بسيار آيه و علامت و نشانه ( براى توحيد خدا و أسماءِ حُسناى او و صفات علياى او و آيات قيامت و نظائر و اشباه آن از موت و حيات و خَلع و لبس و غيرها ) در آسمانها و در زمين موجود است كه اين مردمِ مبتلا به گمان و پندار ، بر آن آيات مرور مىكنند و بدون گرفتن درس و عبرت ، اعراض مىنمايند . »
بدون آمادگى سرّ و ذات ، برهان و حتّى معجزه تأثيرى ندارد
پس آنچه زيربناى پذيرش آيات الهيّه و وصول به حقائق و واقعيّات است همانا حالت اذعان و تسليم دل و عدم تجبّر و استكبار درونى و سنگرگيرى در برابر حقّ است . اين انقياد و سلامت قلب ، ادلّه و براهين علميّه و آيات وجدانيّهء الهيّه را بر زمين ذهن و ناحيهء نفس مىنشاند ، و محلّ قبول را آمادهء براى قبول مىكند ؛ و گرنه تمام ادلّه و براهين فلسفيّه و آيات الهيّه براى شخص معاند و قلب منكر بلانتيجه و بدون اثر خواهد بود .
و بر همين اساس چنانچه در سورهء أحقاف وارد است چون جماعتى از طائفهء جنّ به حضور پيغمبر اسلام صلّى الله عليه و آله و سلّم رسيدند و استماع قرآن كردند و اذعان و اعتراف نموده و اسلام آوردند ، همين كه بسوى اقوام خويش باز گشتند و آنان را به قرآنى كه بعد از كتاب حضرت موسى آمده و تصديق كنندهء كتب آسمانى ديگر و هدايت كنندهء بسوى حقّ و به صراط مستقيم بوده است دعوت نمودند ؛ به آنها گفتند كه شما دعوت اين داعى خدا را اجابت كنيد و
هامش
( 1 ) آيه 105 از سوره 12 يوسف