دلا تا كى در اين كاخ مجازى * كنى مانند طفلان خاك بازى
توئى آن دست پرور مرغ گستاخ * كه بودت آشيان بيرون از اين كاخ
چرا زان آشيان بيگانه گشتى * چو دونان جغد اين ويرانه گشتى
بيفشان بال و پر ز آميزش خاك * بپر تا كُنگر ايوان افلاك
خُلِقْتُمْ لِلْبَقَآءِ لَا لِلْفَنَاءِ . « 1 » « براى ابديّت و باقى بودن آفريده شدهايد ، نه براى زوال و نابودى ! »
انسان اصولًا نيستى ندارد ، و عدم محض به او راه ندارد . مردن و زنده شدن ، خَلع و لَبس است . حركت به برزخ و از برزخ به قيامت ، سير كمالى و صعود انسان به پيشگاه خداوند متعال و قابليّت حضور در محضر علم و قدرت و حيات غير متناهى است ؛ پس مرگ كمال انسان است ، نه فتور و ضعف و نقصان .
أشعار عالى سيّد الشّهداء عليه السّلام راجع به مرگ
چقدر عالى قضيّهء مرگ را حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام توصيف فرموده است :
لَئِنْ كَانَتِ الدُّنْيَا تُعَدُّ نَفِيسَةً * فَدَارُ ثَوَابِ اللهِ أَعْلَى وَ أَنْبَلُ ( 1 )
وَ إنْ كَانَتِ الأبْدَانُ لِلْمَوْتِ أُنْشِئَتْ * فَقَتْلُ امْرِىٍ بِالسَّيْفِ فِى اللهِ أَفْضَلُ ( 2 )
هامش
( 1 ) رسالهء خطّى معاد به نام « الإنسان بعدَ الدّنيا » تأليف علّامهء طباطبائى مُدّ ظلُّه العالى ، ص 2 ؛ كه از مرحوم صدوق و غير او نقل كردهاند از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم كه فرموده است :
ما خُلِقْتُمْ لِلْفَنآءِ بَلْ خُلِقْتُمْ لِلْبَقآءِ ، وَ إنَّما تَنْتَقِلونَ مِنْ دارٍ إلَى دارٍ .