تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
است . و نبايد در مقابل قدرت و عظمت نامحدود و غير متناهى ذات اقدس او ، اين را غير قابل قبول شمرد ! و با مجرّد استبعاد محال و ممتنع دانست . إن شاء الله بيان خواهيم كرد كه چگونه زنده شدن مردگان از آب خوردن آسان‌تر است ؛ و همين انسان مرده زنده مىشود ؛
ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ
.
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
« 1 » « ما مِلك طِلق خدا هستيم ؛ و تحقيقاً ما بسوى او بازگشت كنندگانيم . »
از جمادى مُردم و نامى شدم * وز نَما مردم به حيوان سر زدم مردم از حيوانى و آدم شدم * پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم حملهء ديگر بميرم از بشر * تا برآرم از ملايك بال و پر وز مَلَك هم بايدم جَستن ز جو * كُلُّ شَىْءٍ هالِك إلّا وَجْهَهُ بار ديگر از مَلَك قربان شوم * آنچه اندر وَهْم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم كإنّا إلَيه راجِعون « 2 »
بشر تا به موطن اصلى خود نرسد آرام نمىگيرد . موطن انسان حَرم خداست ؛ آنجا جاى آرامش دل است . براى كسب و كار و تحصيل زادِ معرفت به دنيا آمده ، و سپس بايد برگردد ؛ و بايد با سرمايه و بهره مراجعت كند .
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 156 ، از سورهء 2 : البقرة ( 2 ) « مثنوى » طبع ميرخانى ، جلد سوّم ، ص 300
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 283 | السيد محمد حسين الطهراني