تمام عالم قدرت است ؛ تمام عالم علم است ؛ تمام عالم حكمت است .
كجا برويم كه خارج از علم و قدرت و حكمت او باشد و بخواهيم او را در آنجا گير بياوريم ؟
كجا علم نيست ؟ كجا قدرت نيست ؟ كجا حيات نيست كه برويم آنجا و خدا را پيدا كنيم ؟ !
اينها را در امور روزمرّه مىبينيم و تعجّب نمىكنيم ؛ آنوقت ميگوئيم : چطور مىشود كه خدا مرده را زنده كند ؟ اينجا پاى انسان لنگ مىشود ، و هزاران اشكال به قدرت خدا ميگيرد . مادّيّون كتابها مينويسند ؛ دهريّون انكارها مىكنند ؛ و سر و صدا و بوق و كَرنا راه مىاندازند كه چگونه خدا مردهء در زير زمين رفتهء متلاشى شده و استخوانهاى پوسيده و خاكستر شده را زنده مىكند ؟
اشكالات مادّيّون در معاد چيزى جز استبعاد نيست
اشكالاتى كه امروزه مادّيّون مىكنند چيز تازهاى نيست ؛ همين استبعاد است كه از چندين هزار سال قبل آلت دست مادّيّين بوده است .
وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ
. « 1 »
و ميگويند : آيا در آن وقتى كه ما در أعماق زمين گم بشويم ، آيا ما در آفرينش تازهاى قرار خواهيم گرفت ؟ چون خاك بدن را مىخورد و مشابه خود مىكند ، پس با اين حال كه ما در زير زمين خاك
هامش
( 1 ) آيه 10 ، از سورهء 32 : السّجدة