تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
خود داستان عجيبى دارد معجزه است .

تمام موجودات معجزه هستند و إعجاز مختصّ به زنده كردن مرده نيست

اين هوا ، اين فضا ، اين آب ، اين گياه ، اين درخت ، اين حيوان ، اين انسان ؛ همه معجزه است . غاية الامر چون اين جريانات و حوادث را هر روز ديده‌ايم ، به نظر عادى مىنگريم ؛ مشابهات براى ما از شگفتى بيرون آمده است . امّا اگر چيزى خلاف عادت باشد و مشابه نداشته باشد ، آن را معجزه مىدانيم و در آن صورت إذعان و اعتراف به قدرت خدا مىنمائيم . اين ناشى از عدم انس به امور غير واقعه و نوادر از وقايع و حوادث است ، نه از جهت تعلّق قدرت خدا به امور غير عاديّه ؛ قدرت خدا نسبت به امور عادى و غير عادى تفاوت ندارد . اگر تخمى را در زمين بكاريم و آب دهيم ، و آفتاب بر آن بتابد ، و آن دانه شكافته شود و طرف پائينش ريشه گردد و طرف بالايش ساقه و برگ شود ، أصلًا اعتنائى نمىكنيم و اين را امر عادى ميدانيم ؛ و جزء مقدورات به قدرت خداوند عزّ و جلّ بشمار نمىآوريم . و هيچ نمىنشينيم پاى اين گل و گياه ، ساعتى تدبّر و تفكّر و تماشا كنيم ، و اين معجزات را مو به مو تماشا نموده و جَلَوات ذات حقّ را در آنها به نصب العين ببينيم ؛ لذا با ديدهء سطحى و عبورى ميگذريم . از پاى مزرعهء گندم عبور مىكنيم هر دانهء از آنها معجزه است ؛ ولى براى ما بدون تفاوت است ، درس و كلاس نيست . امّا اگر يك وقت فرضاً دانه‌اى را كه زير زمين ميكاريم به عكس