آبى كه در ته ظرفى كه آب آن را خالى كردهاند ، جمع ميگردد ؛ و مگر عيش و زندگانى پست و بى ارزش ، مانند چراگاهى كه در آن چريده و علفهاى آن را خورده و پايمال نموده و نابود كردهاند .
آيا شما نمىبينيد كه به حقّ عمل نمىشود ، و از باطل نهى نمىگردد ؟ و در اين صورت مؤمن از روى حقّ و حقيقت بايد در لقاى خداى خود و مرگ رغبت داشته باشد . پس در اين شرائط من نمىبينم مرگ را مگر سعادت ؛ و مشاهده نمىكنم زندگى با ستمگران را مگر ضجرت و ملالت .
بدرستى كه حقّاً مردم ، بندگان زر خريد و غلامان حلقه به گوش دنيا هستند ؛ و دين و مذهب ، مانند آب دهانى است كه بر روى زبانهايشان مىچرخد ؛ از دين دفاع مىكنند زمانى كه معيشتهاى آنان تأمين شود .
پس زمانى كه امتحان در پيش آيد معلوم مىشود كه دين داران چه بسيار كم هستند . »
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤٧