تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
سرحدّى رسد كه عالِماً عامداً براى مطالب و دعاوى باطل پوششى از شبهات قرار دهد ؛ براى آنكه در روز محاكمه و در بين مردم ، آن لباس شبهه را وجه موجّه خود قرار دهد . اين يك حالت نفاق شديد درونى است كه از روى علم و بصيرت و نور و بينائى عمد ، و با وجود آگاهى ، انسان خود را به نفهمى و عدم اطّلاع زند ؛ و بواسطهء حمل نمودن كارهاى مردم بر وجه غير صحيح با آنكه ميداند صحيح است ، يا بر وجه صحيح با آنكه ميداند غلط است ، بخواهد در بين مردم به جهت باقى ماندن آبرويش ، از مؤاخذه فرار كند و پيوسته آن موارد شبهه را مستمسك عمل خود بگيرد . اين خود يك نوع ظلمتى در نور ، و يك طرز نابينائى در عالم بينائى است ؛ كه در عالم قيامت به همين نحوه و كيفيّت ظهور خواهد نمود . در بين افراد جامعه از اين قبيل افراد بسيارند كه دين را آلت وصول به دنيا قرار ميدهند ، و نماز ميخوانند ، و سخنان فريب دهنده ميزنند براى آنكه در دنيا حكومت كنند .

خطبهء سيّد الشّهداء عليه السّلام در راه كربلا

راجع به اهل دنيا كه چگونه دين را براى منويّات دنيوى خود استخدام مىكنند ، حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام در خطبهء كوتاهى در مسير خود بسوى كربلا در « ذى حُسَم » استعارهء لطيفى به كار برده است چنان كه در « تحَف العقول » است : وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِى مَسِيرِهِ إلَى كَرْبَلَا : إنَّ هَذِهِ الدُّنْيَا قَدْ