كه در سينهها موجود است آنها كورى دارند . »
آنقدر آن بينائى معنوى مهمّ است و آن كورى اهمّيّت دارد ، آن بينائى دل و بينائى اخروى و آن نابينائى روحى و كورى اخروى قابل اعتنا و حساب است كه اصلًا اين كورىهاى ظاهرى را در قبال آن نبايد كورى به حساب آورد .
قرآن مىفرمايد : چشمها كور نيستند ؛ دلها كور مىشوند
قرآن مجيد ميفرمايد : اين چشمها كور نمىشوند ، كورى از آنِ آن دلى است كه در سينه قرار دارد و ادراكات و معارف و واقع بينى خود را در اثر انغمار در شهوات از دست ميدهد ؛ آن كور است .
كورى مال قلبى است كه واقعيّات را ادراك نمىكند ، و در اوهام و اباطيل بسر مىبرد . پس بنابراين ، آن كسى كه كور باطن است ، در آخرت نيز كور باطن است .
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى
.
كسى كه چشم بصيرتش به كُحل هدايت مُكَحَّل نگرديده است ، و ادراك أسرار عالم نكرده ، و ربط با خداى خود پيدا ننموده ، و اتّكاء و اعتمادش بر ذات ازلى و ابدى قرار نگرفته ، و به دنبال هوسهاى نفسانى و هواجس وَهمى رفته ، و بالنّتيجه ديدهء قلب خود را در اينجا كور نموده است ؛ در آنجا هم كور است ، آنجا هم محجوب است .
أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
. « 1 »
« از دور به آنها صدا زده مىشود ؛ از دور به آنها ندا ميرسد .
هامش
( 1 ) » ذيل آيه 44 ، از سورهء 41 : فصّلت