دفاع مىنمايند .
چون خود را در معرض نقص ببينند ، براى ترميم و تتميم موجوديّت خود از موجودات ديگر استفاده مىكنند ؛ و آنان را براى رفع نقصان خود استخدام مىكنند . و براى جلب منفعت و دفع ضرر از هر گونه تلاش دريغ ندارند ؛ و اگر أحياناً اصل زندگى و حيات خود را در معرض مخاطره مشاهده نمايند ، با تمام قُوى به دفع آن بر مىخيزند ، و براى دفاع از حيات تا سرحدّ مرگ و نيستى پيش ميروند .
اين موجودات داراى نفوس و شخصيّتهاى متفاوتى هستند ، و هر يك از آنان نداى استقلال در داده و عَلَم موجوديّتِ خاصّهء خود را به دوش مىكشد .
معناى وجه الله در بين موجودات
و باطن اين عالم آفرينش همان ربط محض اين موجودات با عوالم مجرّدهء لاهوتيّه و جبروتيّه ، و ربط محض با حضرت بارى تعالى شأنه العزيز مىباشد كه از عالم ربوبى و صُقع جبروتى به آنها افاضهء وجود و علم و قدرت و حيات مىكند ، و دائماً گل بوستان اين ماهيّات را شاداب و با طراوت ميدارد ، بطورى كه اگر يك لحظه آن ربط قطع گردد ، تمام اين عالم با اين گسترش عجيب و اين پهناورى مُحيّر العقول ، با عدم محض يكسان و بلادرنگ مُهر باطل شد كه همان نيستى مطلق از حيات و وجود و آثار و لوازم آن است بر پيشانى آن زده مىشود .
اين عالم ظاهر را وِجههء آفرينش و وَجه خلقت گويند و آن عالم