تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
است . و نيز ميدانيم كه دو صفت جلال و اكرام ، صفت اسم خدا نيست بلكه صفت خود خداست .
تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
. « 1 » « بلند پايه و مبارك است اسم پروردگار تو ، آن پروردگارى كه داراى مقام جلال و اكرام است . » و از ضمّ اين دو آيه اخير به هم ، استفاده مىشود كه وجه خدا از اسم خدا برتر و والاتر است چون
ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
صفت براى اسم واقع نشده است بلكه صفت براى ربّ قرار گرفته ؛ و چون وجه هر چيز در حقيقت نشان دهندهء خود آن چيز است پس وجه الله و وجه الرّبّ همان ربّ است كه در يك جا او را ، و در جاى ديگر ربّ را بدين دو صفت موصوف گردانيده است . حال كه اين مطلب معلوم شد ، اگر آيات نفخ صور را ملاحظه نموده و مورد استثناء را در نظر بگيريم و با اين آيات ملاحظه و تطبيق نمائيم ، بدست مىآيد كه مراد از
مَنْ شاءَ اللَّهُ
( آن افرادى كه خداوند ارادهء مردن آنها را نكرده است ) همان وجه الله است . زيرا از تطبيق و مقارنهء آيات نفخ صور كه دلالت بر مرگ همهء موجودات ،
إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ
دارد و آيات سورهء قصص و رحمن كه دلالت بر فناء و هلاكت هر چيز مىكند
إِلَّا وَجْهَهُ
و
وَجْهُ رَبِّكَ
، بدون تأمّل استفاده مىشود كه مَنْ شاءَ اللَّهُ ، وجهُ الله است .
هامش
( 1 ) آيه 78 ، از سورهء 55 : الرّحمن