تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
آنچه مورد محبّت و رضاى محبوب است ، مورد محبّت خدا قرار گرفته و محبوب حضرت حقّ جلّ و عزّ واقع ميگردند . گوششان گوش خدا ، چشمشان چشم خدا ، و دستشان دست خدا مىشود ؛ رَزَقَنا اللهُ وَ كُلَّ مَنْ أحَبَّ ، بِمُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطّاهِرينَ . ولايت أمير المؤمنين و اولاد طيّبين آن حضرت يعنى به مقام فناى مطلق در ذات خدا رسيدن و بقاءِ بالله پس از فنا پيدا نمودن ؛ و در اين صورت به مقام عبوديّت مطلقه نائل آمدن ، و والى و حكمران عالم امكان به اذن خدا بودن ، و واجد مقام عصمت و طهارت و علوم لدنّيّه و أعلا مقامات تفويض و تسليم شدن ، و متخلّق به جميع اسماءِ عُليا و صفات حُسناى الهى گرديدن ، همه و همه از آثار و لوازم آن ولايت است . و لذا در روايت اخيرى كه ذكر شد ، معرفت ولايت آنان را حسنه ؛ و انكار ولايت آنها را سيّئه قرار داده است .

لحوق متابعان به افراد مورد استثناء در ورود به بهشت

ما خشنوديم كه معرفت به ولايت آنها داريم نه آنكه خود داراى مقام ولايتيم ، و اين نيز خود بسيار موجب مسرّت و ابتهاج است . چون بواسطهء معرفت به ولايت طبعاً ربط واقعى به حقيقت ولايت پيدا مىشود ، و بالاخره اين ربط و ارتباط موجب لحوق و پيوستگى و به هم بستگى ميگردد ، و لازمه‌اش طلوع و ظهور و بروز آثار متبوع در تابع است . دربارهء فرعون ، در قرآن كريم وارد است كه در روز قيامت پيشاپيش قوم خود حركت مىكند و آنان را وارد در آتش مىسازد :
يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ
. « 1 »
هامش
( 1 ) صدر آيه 98 ، از سورهء 11 : هود
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 186 | السيد محمد حسين الطهراني