بدرستى كه ظالمان و ستمكاران در عذابى دردناك واقع ميشوند . »
از اين آيه مباركه استفاده مىشود كه سرزنش و ملامت راجع به خود آنها بوده نه به شيطان ؛ و آن گناه و معصيتى كه انجام دادهاند بازگشتش به شرك بوده ، و آنان به مقتضاى شقاوت ذاتى خود شرك آورده و راه معصيت و گناه پيمودند .
مراد از مستثنى در آيه فزع و صعق ، مخلَصين هستند
و امّا بندگان مُخلَصين خدا افرادى هستند كه از شرك به تمام اقسام آن به ذات خود پاك و خالص شده ، و براى غير پروردگار در هيچيك از عوالم اثرى نمىبينند ، و وجودى استقلالى قائل نمىشوند . و براى غير خدا احساس اسم و رسمى نمىكنند ، و براى خود هيچ نفعى و ضررى و مرگى و حياتى و رجوع و بازگشتى را به عنوان تملّك نمىبينند ، يعنى مالك هيچ قدرت و حيات و علم و عين و اثرى نيستند ؛ و اينست معناى ولايت .
و بالجمله أولياء الله كه در دو آيه فزع و صعق استثناء شدهاند و موت و هلاكت ندارند ، كسانى هستند كه در دنيا طريق خلوص را پيموده و تمام افعال خود را براى حضرت معبود جلّ اسمُه قرار داده ، و فعلًا و صِفةً و ذاتاً از شرك بيرون جسته و در عالم خلوص وارد شدهاند ، و از تمام درجات مُخلِصين ( به كسر لام ) گذشته و عين خلوص شدهاند .
براى آنها در اين حال وجودى باقى نمانده است كه نياز به قبض روح داشته باشند . وجودشان و سرّشان و حقيقتشان مندكّ و فانى در ذات خدا شده ، در درجات محبّت پيوسته با نوافل و بجاى آوردن