« و مَثَل كلمهء خبيثه مانند درخت خبيثى است كه از اصل و بنياد فاسد بوده و با ريشه از بيخ زمين كنده شده و قرار و ثباتى ندارد . »
حكومت أمير المؤمنين عليه السّلام حكومت الهيّه بوده است
أمير المؤمنين عليه السّلام حكومت عجيبى داشت كه آن قدرت و عظمت توأم با ملايمت و عدالت خاصّى بود ، بطورى كه از تمام جناياتى كه نسبت به خود آن حضرت ميشد چشم مىپوشيد و مصالح شخصى خود را صِفر ، و در برابر مصالح نوع و حقوق مردم ناديده ميگرفت و از سوء قصدها و اهانتها غمض عين ميفرمود .
از اينجاست كه مىبينيم افرادى مانند أحمد أمين مصرى و ابن عبد ربّه در « عِقد الفريد » ميگويند : حكومت أمير المؤمنين به يك نبوّت اشبه بود تا به حكومت . و افرادى را كه آن حضرت تربيت كرد مانند حواريّون حضرت عيسى بن مريم بودند ؛ پس اين طرز حكومت نيست . و بر همين اساس صدق و عدالت بود كه معاويه در جنگ صفّين غالب آمد .
آرى بايد به اين دو نفر و أمثال آنها از افرادى كه حكومت را يك سياست توأم با مكر و خدعه و دروغ ميدانند و براى وصول به آن از هيچ جنايتى دريغ ندارند گفت :
حكومت حقّهء الهيّه ، حكومت حقّ است و منظور مسلّط شدن بر أعراض و اموال و نفوس مردم نيست ؛ مقصود خودنمائى و مصارعه در صحنهء منيّت و فردپرستى نيست ؛ بلكه نشاندن نهال عدالت در قلوب مردم و إحقاق حقوق است ؛ و البتّه اين حكومت الهيّه است كه بايد به دست أمير المؤمنين و افراد تربيتشدهء