فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَكُمْ عَلَى قَعْبٍ لَخَشِيتُ أَنْ يَذْهَبَ بِعَلَاقَتِهِ .
اللَهُمَّ إنِّى قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِى ، وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِى ، فَأَبْدِلْنِى بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدِلْهُمْ بِى شَرًّا مِنِّى . اللَهُمَّ مُثْ قُلُوبَهُمْ كَمَا يُمَاثُ الْمِلْحُ فِى الْمَآءِ . « 1 »
« و سوگند به خداوند كه من چنين گمان ميكنم كه اين گروه طرفداران معاويه دولت و حكومت را به جاى شما در دست گيرند ، چون آنان با يكديگر در باطلشان اجتماع و اتّحاد دارند و شما از حقّتان در تفرّق و تشتّت هستيد ، و آنان از امامشان در باطل اطاعت دارند و شما از امامتان در حقّ مخالفت داريد ، و آنان نسبت به صاحب امور و رئيسشان كه معاويه است اداء امانت مىكنند و شما به صاحبتان خيانت مىورزيد ، و آنان در شهرهاى خودشان به صلاح و آبادى و آبادانى اقدام مىكنند و شما در شهرهاى خودتان به فساد و خرابى دست مىآزيد .
پس اگر من يكى از شما را بر قدحى بزرگ كه در ركاب و ريسمانى بسته و محفوظ است مورد امانت خود قرار دهم ، هر آينه بيم آن دارم كه قدح و ريسمانش را در آورده و ببرد .
بار پروردگارا ! من از ايشان ملول شدم و ايشان از من ملول شدند ، و من از ايشان خسته شدم و ايشان از من خسته شدند ، خدايا ! به جاى آنان براى من بهتر از آنان را روزى فرما ، و به جاى من بر آنان بدتر از مرا مقدّر كن . خداوندا ! دلهاى آنان را مانند پارهء نمكى كه در آب
هامش
( 1 ) خطبهء 25 از « نهج البلاغة » طبع عبده - مصر ، ج 1 ، ص 65