دست آنان مىنالند ، و خوارج نهروان ، همه داراى اعمال به ظاهر چشمگير و زاهدانه و صالحهاى بودهاند ، اهل تعبّد و تهجّد بودند ، بعضى از آنان حافظ قرآن بودند و قرآن حمايل نموده و بدان تمسّك مىجستند ؛ امّا امام خود را نمىشناختند و در مقابل او به نبرد و قيام عليه او برخاستند . عمل به صورت صالح است ولى در باطن طالح و خراب و آلوده و مردهء عَفِن .
خوارج به اتّهام كفر با أمير المؤمنين عليه السّلام جنگ ميكردند و او را به جرم كفر ميخواستند بكشند . اينها افرادى هستند كه ايمان از ظاهر آنان به قلب آنها رسوخ پيدا نكرده و اين اعمال صالحه بر روانشان اثرى نداشته و روحشان را زنده و بيدار ننموده است ، اينان افرادى هستند كه ربط پيدا نكردهاند و با عالَم معنى جدا و متمايز زيست مىكنند .
اينان افرادى هستند كه آن حضرت دربارهء شان ميفرمايد : خدايا مرا از دست آنان راحت كن ، آنان را نيز از دست من راحت كن ؛ من از آنها خسته شدهام و آنها از من خسته شدهاند ؛ وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِى .
پس از آنكه از دست آنها بواسطهء مخالفتشان ناله مىكند ، در خطبه ميفرمايد :
وَ إنِّى وَ اللهِ لَاظُنُّ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَيُدَالُونَ مِنْكُمْ بِاجْتِمَاعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ ، وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ إمَامَكُمْ فِى الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إمَامَهُمْ فِى الْبَاطِلِ ، وَ بِأَدَائِهِمُ الْأَمَانَةَ إلَى صَاحِبِهِمْ وَ خِيَانَتِكُمْ ، وَ بِصَلَاحِهِمْ فِى بِلَادِهِمْ وَ فَسَادِكُمْ .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤٩