تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
فساد ، ريا و خودنمائى و خودآرائى و شخصيّت طلبى و حبّ نفس ، يا براى تقرّب به خدا و وصول به مقام لقاء و رضوان مختفى است . اين جهات در شكم اعمال و در بطون اعمال است و مختفى است . ظاهر عمل بروز و ظهور دارد ولى جان و روح آن پنهان است ؛ چون لطيف و دقيق و ريز و ذرّه بينى است كه از افكار عامّه دور مىباشد . در آن عالم ، باطن جلوه مىكند ، هزار برابر مىشود ، آن وقت انسان از اعمال بدش ميخواهد فرار كند و از آن مُشمئزّ ميگردد ، و از اعمال خوبش مسرور مىشود ، آن‌قدر مسرور و خوشحال ميگردد كه خودش تعجّب مىكند . اصولًا گمان نمىكند كه صورت حقيقيّهء اعمال حسنهء او اين‌قدر دلربا باشد ، از اعمال خود كه به صورت‌هاى ملكوتى زيبا ظهور نموده‌اند سؤال مىكند : تو كيستى ؟ در پاسخ ميگويد : من نمازى هستم كه خوانده‌اى ، من زكاتى هستم كه ادا كرده‌اى ، من حجّى هستم كه بجا آورده‌اى ، من صدقه‌اى هستم كه در خفا براى رضاى خدا به فقير داده‌اى ، من آن اعانتى هستم كه از زير دست نموده‌اى ، من آن ادبى هستم كه نسبت به بزرگان انجام داده‌اى ، من آن مقام عبوديّتى هستم كه براى خداوند نموده‌اى .

تجسّم ولايت به نيكوترين صورت در عالم قبر

در كتاب « محاسن » برقى با سند خود از أبو بصير نقل مىكند از يكى از صادقين عليهما السّلام كه : چون بندهء مؤمن بميرد در قبر او با