من و تو كه شيطان قرين من هستى ، به اندازهء فاصلهء مغرب از مشرق بود ، پس چه بد قرينى هستى » .
ملازم بودن نفس امّاره به صورت شيطان با انسان
اين شيطان ، در حقيقت ظهور و بروز نفس امّاره و موجوديّت اوست كه در دنيا بواسطهء پردهها و حجابها ديده نمىشد و اينك كه در برزخ حُجُب كنار رفته است مشاهده مىشود و انسان آرزوى دورى از او را مىكند . و اگر مؤمن باشد و عملش زيبا باشد ، آن قرين و ملازم به صورت انسان نيكو و خوش بو و خوش لباس در برابر انسان جلوه مىكند . « 1 »
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها
. « 2 »
« فلاح و رستگارى از آنِ كسى است كه نفس خود را رشد و نموّ دهد ، و خَيبت و پشيمانى از آن كسى است كه با نفس خود دسيسه و خدعه بازى كند . »
از اوّل « نهج البلاغة » تا به آخر ، أمير المؤمنين عليه السّلام انسان را راجع به مرگ و عواقب آن هشدار ميدهد و راجع به توحيد و معاد و تقوى توصيه مىكند .
خداوند به انسان دو رسول عنايت فرموده : يكى عقل كه رسول باطن است و هميشه با انسان است ، و ديگر رسول ظاهر كه پيامبر
هامش
( 1 ) شيطان مانند مَلك موجودى مستقلّ از بشر و غير بشر است ؛ و مراد ما از اين كلام ، نفى شيطان و تأويل آن به نفس امّاره نيست ؛ بلكه مراد اين است كه نفس امّاره موجب اطاعت انسان از شيطان و پذيرفتن تسويلات اوست .
( 2 ) آيه 9 و 10 ، از سورهء 91 : الشّمس