تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
مىبيند . « 1 » اين صورت را صورت مثالى گويند . در عالم خواب بدن روى زمين افتاده و شما خواب مىبينيد و صورت مثالى شما در خواب حركت مىكند ، بدن هيچگونه حركتى ندارد امّا يك موجوديّت و واقعيّتى شما براى خود در عالم خواب احساس مىكنيد ، خود را زنده مىيابيد ، خود را عالم و قادر مىبينيد ، حركت مىكنيد ، تكلّم مىنمائيد ، كارهاى مختلف انجام ميدهيد ، با آنكه بدن هيچ حسّ و حركتى ندارد و از آن كارى سر نزده است . آن صورتى كه در خواب موجوديّت و شخصيّت خود را بدان ادراك مىكنيد ، آن صورت مثالى و ملكوتى شماست و ابداً با بدن كه افتاده است كارى ندارد ؛ بدن چيز ديگرى است و آن صورت متحرّك و فعّال - كه تمام موجوديّت انسان در خواب به او قائم است - چيز دگرى ؛ آن صورت ، صورت مثالى يا خيالى يا برزخى است كه در خواب از بدن فىالجمله قطع علاقه مىكند .

كردار انسان در دنيا بواسطهء اتّحاد بدن با صورت مثالى است

و ليكن در حال بيدارى ، آن صورت با بدن اتّحاد پيدا مىكند و كارهائى را كه انجام ميدهد در قالب بدن منعكس مىشود و به دنبال او و به علّت متّحد بودن با او ، بدن نيز همان كارها را انجام ميدهد . بدن ما به حالت نماز در مىآيد ، روزه ميگيرد ، حجّ مىكند ، چون صورت
هامش
( 1 ) البتّه اين بيان به تعبير قدماء است ، و امّا در تعبير علماء جديد فيزيك شعاع براى چشم نيست ، بلكه براى شىء مرئىّ است كه به آئينه مىخورد و منعكس مىشود و تصوير را در چشم ايجاد مىكند .