وَ إنَّمَا الامْرُ إلَى الْجَلِيلِ * وَ كُلُّ حَىٍّ سَالِكٌ سَبِيلِى « 1 »
اين غلام مشغول آماده كردن سلاح آن حضرت بود .
حضرت به همهء اصحاب بشارت معيّت با خود را در عوالم ديگر داد . غلام سياه باور نمىكند كه خدا در روز قيامت او را با امام حسين محشور گرداند ؛ غلام سراپا سياه ، زبانش درست نيست ، مال مملكت ديگر است ، قد و هيكل ندارد ، لبها درشت و برگشته ، موها مجعّد .
ولى اينها همه برداشته مىشود ؛ در عالم معنى اتّحاد ارواح است ، سياهى برداشته مىشود ، يك لباس زيبا در برش مىكنند سفيد ، و بدنش مانند نقرهء خام ميدرخشد .
پس از واقعهء عاشورا جمعى بر معركه عبور ميكردند ، ديدند در كنار كشتگان يك بدن افتاده و بوى عطرى از آن متصاعد است كه مانند آن به مشامشان نرسيده است ؛ اين بدن همان غلام سياه بود ، سياه بود سفيد شده بود ، بويش معطّر شده بود ، ملحق شده بود به حضرت مولاى خود و مُطاع خود سيّد الشّهداء عليه السّلام . « 2 »
هامش
( 1 ) « إرشاد » مفيد ، ص 251 ؛ و « لُهوف » ص 71 ؛ و مقتل سيّد الشّهداء سيّد عبد الرّزّاق مُقرَّم ، ص 239 ؛ و در « لهوف » اين نيم بيت را اضافه مىكند :
ما أقْرَبَ الْوَعْدَ مِنَ الرَّحيلِ
( 2 ) « مقتل مُقرَّم » ص 289 ؛ و از مقتل « عوالم » ص 88 نقل مىكند كه حضرت دربارهء او دعا كردند :
اللهُمَّ بَيِّضْ وَجْهَهُ وَ طَيِّبْ ريحَهُ وَ احْشُرْهُ مَعَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ عَرِّفْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ ءَالِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ ؛ فَكانَ مَنْ يَمُرُّ بِالْمَعْرِكَةِ يَشُمُّ مِنْهُ