يَدَيْهِ وَ قَالَ : أَشْهَدُ أَنْ لَا إلَهَ إلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ . ثُمَّ قَضَى نَحْبَهُ عَلَيْهِ السَّلَام « 1 »
أمير المؤمنين عليه السّلام بيهوش شد ، چون به هوش آمد فرمود : اينك رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم با عمويم حمزه و برادرم جعفر طيّار و اصحاب رسول خدا همه حاضرند و همه مىگويند : بشتاب به سوى ما ؛ ما مشتاق زيارت و ديدار تو هستيم . و سپس با اهل بيت و فرزندان خود خداحافظى نموده ، و بر فرشتگان آسمانى سلام نمود . و پيشانيش در عَرَق نشست ، و دائماً ذكر خدا بر زبان داشت ، و تشهّد به شهادتين داده و از دنيا رحلت نمود .
هامش
( 1 ) « . بحار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 674