تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
وداع ابدى آنها را ترك گفتيد .
وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ
. هر چه مال به شما داديم ، ما داديم ؛ براى آنكه از آن فائدهء صحيح ببريد و آن را در مصالح خود صرف كنيد ، در راه ترقّى و تكامل روحى و رقاء مراتب انسانيّت صرف كنيد . شما از آن سوء استفاده نموده ، آن را در راه مضارّ خود صرف كرديد ، و با آن خود را ضعيف نموده و بالاخره در تهلكه انداختيد ، و حال همهء آنها را ترك گفته‌ايد ؛ اين حساب اموال شما . امّا آن ياران و فرزندان و زنها و رفيقان و آشنايانى كه بدانها اعتماد داشتيد در مواقع ضرورت و عسرت از شما مدد كنند و براى انجام مقاصد به نيروهايتان اضافه كنند و جفت و قرين شما گردند و نسبت به كارهائى كه از عهدهء شما به تنهائى خارج بود يار و مددكار شما باشند ، آنها نيز با شما در اينجا نيامده‌اند ؛ ما آنها را با شما نمىبينيم .
وَ ما نَرى مَعَكُمْ شُفَعاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكاءُ
. چرا آنها نيامدند ؟ چرا پدر ، مادر ، زن ، فرزند ، معتمَد محلّ ، رئيس و معاون را با خود نياورديد ؟ چرا شريك شما با شما نيامد ؟ چرا هر چه ما نظاره مىكنيم و بدقّت مىنگريم كسى را با شما نمىيابيم ؟ اينجا عالمى است كه شما را تنها مىبينيم ، تنها به تمام معنى الكلمه ، تك و تنها .