چه آوردى ؟ ما دل پاك مىخواهيم ، عقيدهء پاك مىخواهيم .
مىگويد : فرزند ديگر من مهندس است ، مىگويند : چقدر در دنيا انفاق كردى و با اين فرزند مهندس چه قدم خيرى براى مردم بر محور رضاى خدا برداشتى ؟
مىگويد : من قصر داشتم ، مىگويند : آيا آن قصر را محلّ رفت و آمد و قضاء حوائج مردم قرار دادى ، و آن را محلّ و ملجأ يتيمان و مستمندان و نيازمندان و سفرهء گستردهء گرسنگان نمودى ، يا نه درِ آن را بستى و فقط براى إطفاء شهوت و تمتّع از لذّات شهويّهء خود قرار دادى ؟
اينجا عالَم توحيد است ، اينجا عالم عدل است ، اينجا عالم حساب است ، اينجا عالم جزا و عكس العمل كردارهاى پسنديده يا زشتى است كه در دنيا نمودى .
اينجا نه خاك است ، نه هوا ، نه خنده و شادى مادّى ، نه گريه و اندوه طبعى ، نه فرزند ، نه پدر ، نه مادر ، نه طائفه ، نه طلا و نقره ؛ هر چه از اينها بعنوان رشوه بدهى تا تو را از نتائج أعمال زشت خود بر كنار دارند فائدهاى ندارد ، چيزى كه براى ما فائده دارد طهارت باطن و تزكيهء اخلاق و كردار پسنديده است .
چقدر علم آوردى ؟ چقدر حلم آوردى ؟ چقدر عبوديّت خدا را نمودى ؟ چقدر با نماز و روزه و جهاد و حجّ و امر بمعروف و نهى از منكر و زكات و خمس و صدقات و صلهء رحم و برآوردن حوائج برادران دينى و ايثار و محبّت و ولايتِ حق داران و پيشوايان دينى ، با
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٦٣