و اشكال مختلفه مشاهده مىكند ؛ نه آنكه آنها در واقع و متن امر مىتوانند به صور و اشكال مختلفه درآيند و به ماهيّتهاى مختلفه از انسان و حيوان موجود شوند .
اين فرضيّه ( قابليّت تبديل به ماهيّتهاى مختلف ) خلاف براهين فلسفه و آيات و روايات است .
ملك و شيطان در ذات و جوهرهء خود تغيير شكل نمىدهند
حضرت علّامهء عاليقدر و استاد كامل در كتاب تفسير « الميزان » در سورهء أعراف ضمن بحث از خلقت شيطان بيان فرمودهاند كه :
آنچه را كه بعضى ذكر كردهاند كه اهل علم اجماع كردهاند بر آنكه ابليس و ذرّيّهء او از جنّ هستند ، و اينكه جنّيان اجسام لطيفى هستند از هوا كه به اشكال مختلفى در مىآيند حتّى به صورت سگ و خوك ، و اينكه ملائكه اجسام لطيفى هستند كه به اشكال مختلفى در مىآيند غير از سگ و خوك - و مثل آنكه مىخواهند بگويند كه آنها در جوهره و ذات خود تغيير مىيابند - بر اين گفتار دليلى از عقل يا نقلِ ثابت نرسيده است .
و امّا ادّعاى اجماع كه مآل و مرجعش به اتّفاق در افهام است ، مُحصَّلش حجّيّت ندارد فضلًا از منقولش ؛ و اين مطالب را از كتاب خدا و سنّت بايد گرفت ، و نتيجهء مستفادهء از آنها همانست كه دانستى . « 1 »
در موقع قبض روح ملك الموت ارواح طيّبين را ، آنها اصلًا احساس جان دادن نمىكنند ؛ بلكه به مجرّد رؤيت رخ زيباى عزرائيل
هامش
( 1 ) تفسير « الميزان » جلد 8 ، ص 61