خشونت ، در بعضى جمود و استكبار ، و در بعضى فرعونيّت و استبداد ؛ لذا نفس ملكوتى آنان نيز متفاوت و به أشكال زشت و نازيباى متفاوت است ؛ و در بعضى كه عناد و استكبار با خدا در آنها شديد است صورت ملكوتيّه بسيار زشت و قبيح و دلخراش است .
و از همين جا تشكّل و تصوّر ملائكهء قبض ارواح براى آنها متفاوت است ، و در عين آنكه همه زشت و منكر هستند و ليكن از نقطهء نظر كيفيّت و چگونگى قبح و زشتى به أشكال و صورتهاى مختلفه بر آنها ظهور مىكنند .
و علّت تمام اين اختلافات آنست كه ملك الموت و فرشتگان زير دست او همگى از باطن و ملكوت انسان قبض روح او را مىنمايند ، و لذا در هر كس هر ملكه و صفتى بوده باشد ، در آنها متجلّى شده و از آن تجلّى به حاسّهء شخص محتضر اثر گذارده و از آئينهء منعكس وجود خود آنها را مشاهده مىكند ؛ و در حقيقت خود را و ملكوت خود را در آنها مشاهده مىنمايد .
البتّه اين صورت ملكوتيّه در انسان هست ، در همين دنياى گذران هم در باطن انسان هست ليكن بواسطهء اعمال نيكو يا اعمال زشت ، بواسطهء ايمان يا كفر تغيير پيدا مىكند و ممكنست از صورتى به صورت ديگر مبدّل شود .
ولى آنچه تغيير و تبديل پيدا مىكند در همين دنياست كه خانهء عمل است نه خانهء حساب . امّا در حال موت ديگر قابل تغيير نيست ،
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 240
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤٠