تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
مىكند از أحمد بن الحسن القَطّان از أحمد بن يحيى از بِكر بن عبد الله ابن حبيب از أحمد بن يعقوب بن مطر از محمّد بن حسن بن عبد العزيز الاحدب الجند در نيشابور كه او گفت : من در كتاب پدر خودم كه بخطّ خود نوشته بود يافتم كه او ميگويد : روايت كرد براى من طلحة بن يزيد از عبيد الله بن عبيد از أبى معمّر السّعدانى كه : مردى به خدمت أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام آمد و عرض كرد : يا أمير المؤمنين ! من در كتاب خداى كه بر پيغمبرش فرستاده است شكّ نموده‌ام . أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : ثَكَلَتْكَ امُّكَ ، وَ كَيْفَ شَكَكْتَ فِى كِتَابِ اللهِ الْمُنْزَلِ ؟ مادرت بر تو بگريد و در سوك و عزاى تو اشكبار باشد ، چگونه در كتاب فرستاده از ناحيهء خدا شكّ نمودى ؟ گفت : من در كتاب خدا چنين يافتم كه بعضى از آيات آن تكذيب بعض از آيات ديگر آن را مىكند ، پس چگونه من در آن شكّ نكنم ؟ حضرت فرمودند : كتاب خداوند عزّ و جلّ آياتش بهم پيوسته و مربوط است و آياتش تصديق يكديگر را مىكند ، و ابداً بعضى از آيات آن تكذيب آيه ديگرى را نمىنمايد . ولى سهميّهء تو از روزيهاى معنوى و عقلانى به آن پايه نرسيده است كه بتوانى از عقلت و فهمت استفاده كنى . بياور شكوك خود را از كتاب خدا و بيان كن . آن مرد شروع كرد به بيان كردن و حضرت أمير المؤمنين