تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
كسى نمىدانست ، حتّى برادر ما هم بى اطّلاع بود ، چون از امور راجعهء به قلب و نيّت من بود . و اينكه من در ثواب آن پدرم را شريك نكرده بودم ، نه از جهت آن بود كه ميخواستم إمساك كنم بلكه آخر كارهاى ما چه ارزشى دارد كه حالا پدرم را در آن سهيم كنم ؛ من قابليّتى براى خدمت خودم نمىديدم . ( تفسير « الميزان » تفسيرى است كه از صدر اسلام تا به حال مانند او از نقطهء نظر به هم پيوستن آيات و بيانات قرآنى نوشته نشده است . و يك روز من خدمت ايشان عرض كردم كه در بعضى از جاهاى اين تفسير چنان عنان قلم آيات را به هم پيوسته و ربط داده كه جز آنكه بگوئيم در آن حال تأييدات الهيّه و الهامات سبحانيّه آن را بر فكر و زبان و قلم شما جارى كرده است محمل ديگرى ندارد . و اگر اين تفسير در حوزه‌هاى علميّه تدريس شود و بدان افكار پرورش يابد ، پس از دويست سال ارزش و قيمت اين تفسير معلوم مىشود . ببينيد : اين مرد چنين تفسيرى نوشته و فعلًا كه در زمان حيات ايشان است در تمام دنيا جزء اصول معارف شيعه محسوب مىشود ، و علماء بزرگ خود را از آن بى نياز نمىبينند ؛ چقدر اين مرد بزرگوار و متواضع است كه مىگويد : آخر ما چه كارى كرده‌ايم ؟ چه عمل قابلى انجام داده‌ايم ؟ ) فرمودند : نامهء برادر كه به من رسيد ، بسيار منفعل و شرمنده شدم . گفتم : خدايا ! اگر اين تفسير ما در نزد تو مورد قبول است و
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 187 | السيد محمد حسين الطهراني