تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
عليه السّلام افطار مىنمود ، و يك شب در نزد حضرت امام حسين عليه السّلام ، و يك شب در نزد عبد الله بن جعفر ( كه برادر زادهء آن حضرت و شوهر حضرت زينب بود ) . و هيچگاه از سه لقمه تجاوز نمىكرد و ميفرمود : من دوست دارم كه در هنگام رحيل گرسنه باشم . » فَلَمّا كانَتِ اللَيْلَةُ الَّتى قُتِلَ فى صَبيحَتِها [ عَلىُّ بنُ أبى طالِبٍ ] أكْثَرَ الْخُروجَ وَ النَّظَرَ إلَى السَّماءِ ، وَ جَعَلَ يَقولُ : وَ اللهِ مَا كَذِبْتُ وَ مَا كُذِبْتُ ؛ وَ إنَّهَا اللَيْلَةُ الَّتِى وُعِدْتُ « 1 » « در آن شبى كه در صبحش علىّ بن أبى طالب ضربت خورده و به شهادت رسيد ، زياد از اطاق خارج مىشد و نگاه به آسمان ميكرد و ميفرمود : قسم به خداوند نه من دروغ ميگويم ، و نه دروغ به من گفته شده است ؛ اين شب همان شبى است كه به من وعده داده شده است . » آرى ! اين شب ، شب وصالست . شب ملاقات و زيارت محبوب است . حضرت در آن شب بسيار منقلب بود . انقلاب آن حضرت روى سعهء نفس و عظمت ظرفيّت و استعداد بود . ظرفيّت او همهء موجودات است ، چون امام قلب عالم است ، و بر هر موجودى إفاضهء وجود از ذات مقدّس پروردگار بوسيلهء او مىشود ؛ بنابراين رحلت او تكان به همهء موجودات ارضى و سمائى خواهد داد ، و در
هامش
( 1 ) همان مصدر