تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨

هشدار خداوند دربارهء قيامت

چه خوب بيان فرموده است خداوند جلَّ و عزّ در سورهء قيامت :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ
*
إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ .
« در آن هنگام چهره‌هائى با طراوت و شكفته بوده و نظر بر جمال لا يزالى پروردگار خود مىكنند ، و بر آيات و تجلّيات او مينگرند و او را در آن جلوه‌ها مىيابند . »
وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ
*
تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ .
« و در آن هنگام چهره‌هائى افسرده و غم و اندوه گرفته ، و كدورت و گرفتگى آنها را إحاطه كرده ؛ گمان مىكنند عذابى سخت و دردناك كه پشتها را مىشكند بر آنان وارد مىشود . »
كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ
*
وَ قِيلَ مَنْ راقٍ
*
وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ
*
وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ
*
إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ .
« نه هرگز چنين نيست كه مىپندارند ، و انكار قيامت مىكنند ؛ بلكه زمانى كه جان انسان به سينه برسد و به استخوانهاى ترقوه و گلو كه آخرين نفس و دم انسانى است برخورد كند ، و در آن حال گفته شود : كيست كه درمان كند ، و دعا و تعويذى بدهد ، و رُقيه‌اى بنويسد ؟ و در آن هنگام كه ديگر دست از همه چيز كوتاه ، و اميد قطع گردد و فراق و جدائى را نزديك ببيند ، و ساقهاى پايش به هم بچسبد و تكان نخورد و ديگر قدرت بر حركت نداشته باشد ( يا آنكه همين حال احتضار و سكرات مرگ كه حال افول تن است به ساقهء آخرت كه طلوع عوالم غيب است بپيوندد ، يا آنكه ملائكهء رحمت يا غضب آن‌قدر زياد و فراوان گرد آمده و ساقه يعنى كوچه داده و از ميان آن اين