جوارح و حواسّ معتدل آفريد ، و به غرائز و ملكات او را تسويه فرمود . و آن خدائى كه از انسان دو زوج مرد و زن را قرار داد ، آيا چنين پروردگار قدرتمندى نمىتواند مردگان را زنده كند و آنها را به جزاى كردار و رفتارشان برساند ؟ »
در روايت است كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام اين آيه را بسيار تلاوت ميكردهاند :
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً
. « آيا انسان چنين مىپندارد كه مُهمل آفريده شده و به خود واگذارده شده است ؟ » و اشك از چشمانشان جارى مىشد . و هر وقت اين آيه را تلاوت ميكردند ، مكرّراً ميخواندند « 1 »
اشتياق أمير المؤمنين به لقاء خداى تعالى
أمير المؤمنين خبر دارد كه در پس اين پرده چه خبر است ؛ او امام است ، عالِم السّر و الخفيّات است ، عالَم غيب و شهادت مشهود اوست .
ابن حجر هيثمى مكّى مىنويسد :
وَ كانَ عَلىٌّ فى شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى قُتِلَ فيهِ يَفْطُرُ لَيْلَةً عِنْدَ الْحَسَنِ وَ لَيْلَةً عِنْدَ الْحُسَيْنِ وَ لَيْلَةً عِنْدَ عَبْدِ اللهِ بْنِ جَعْفَرٍ ، وَ لا يَزيدُ عَلَى ثَلَاثِ لُقَمٍ وَ يَقولُ : أُحِبُّ أَنْ أَلْقَى اللهَ وَ أَنَا خَمِيصٌ . « 2 »
ميگويد : « حضرت در ماه رمضانى كه در آن ضربت خورده و شهادت يافت ، اينطور بود كه يك شب در نزد حضرت امام حسن
هامش
( 1 ) ضمن داستانى سيّد ابن طاووس در كتاب « الملاحم و الفتن » طبع نجف ، ص 154 ذكر مىكند .
( 2 ) « الصّواعق المحرقة » ص 80