تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
مرقوم داشته‌ايد ( ص 93 ) كه : « امَّا بعضى مطالب در آنها مىآمد كه به نظر بى اشكال نبود » و بسيارى موارد ديگر . . . . ( ص 55 ) كه البتّه بيان اين مسائل و تذكّر و نصيحت لازم ؛ ولى پخش و انتشار آنها مخصوصاً بعد از رهبرى ايشان و در كتابى و از شخصيّتى مورد اعتماد ، دستمايه‌اى و خنجرى در دست دشمن خواهد شد و دشمنان دين بيش از دوستان از آن بهره‌مند خواهند شد . مگر نصيحت در بين مَلا تقريع نيست ؟ ! 6 - دربارهء « طَيِّب » كه چهرهء خويش را با خون مقدّس شهادت و فتوّت شستشو داد و پاكيزه كرد شايسته به نظر نمىرسد كه گذشته‌اش را با چنان عباراتى افشا نموده و گفت : « طَيِّب يك لاطى ( ص 83 ) طهران بود » و « طيّب يك آدمى بود كه شما هر گناهى كه فرض كنيد درجهء يكش را انجام داد » . . . ( ص 85 ) چرا كه به ياد دارم خود حضرتعالى در منبرى مىفرموديد كه : خدا گناه بندهء خود را آن‌چنان مكتوم نگه مىدارد كه حتَّى پيامبرش هم از آن گناه خبر نمىشود . و علاوه از كجا مىدانيم كه : طيِّب درجهء يك هر گناهى را انجام مىداده است ؟ ! 7 - در مورد رهبرى حضرت آيت‌الله خامنه‌اى كه خبرگان امَّت به اجتهاد ايشان گواهى داده‌اند بسيار خوب و متين بحث فرموده‌ايد ، و ضرورت اتّباع از ولىّ فقيه را در همان اشارات كوتاه كاملًا رسا و گويا ايفا فرموده‌ايد . امّا از آنجا كه ولايت فقيه و ولىّ فقيه ركن و محور حكومت إسلامى است و إعزاز و إكرام ولىّ فقيه إعزاز و إكرام أمير المؤمنين حضرت علىّ بن أبى طالب عليه السلام است ، شايسته بود كه نام ايشان را كه مقام معظّم رهبرى را بر عهده گرفته‌اند با تشريف و تفخيم بيشترى مىآورديد ، و در اين مورد به خطابات امام راحل و فقيدمان در مورد ايشان استناد مىنموديد . 8 - به يقين مىتوان گفت : با تدارك موارد فوق و برخى موارد ديگر ، اين كتاب يكى از بهترين أسناد انقلاب اسلامى است ، و مىتوان چون مشعل درخشان فرا راه مسلمين قرار گيرد تا آنها هم با اين گونه مجاهدتهاى پيگير حكومت اسلام را إقامه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 227 | السيد محمد حسين الطهراني