برده مىشود و براى يكى از مراجع خدمتگزار گذشته « حضرت آيتالله بروجردى » گفته مىشود ( ص 112 ) و با اضافه كردن كلمهء حضرت از خدمات ايشان قدردانى و سپاسگزارى مىگردد ، شايسته است نسبت به رهبر بزرگ انقلاب اسلامى و مرجعى اينچنين شجاع و بزرگوار ، دهها و صدها برابر قدرشناسى و شكر گزارى شود . و اين قدرشناسى و خضوع و اطاعت و احترام در هنگام به كار بردن نام مقدّس ايشان مشهود باشد .
3 - به شاه معدوم اعتراض فرمودهايد كه : « به آقايان آيتالله نگفته است و جناب حجّت الإسلام گفته است » . . . . و اين اعتراض متين و پسنديده است و هنگامى كه فهم عرفى از كاربرد ألقاب اينچنين احساس بى احترامى مىكند ، آيا رواست در سند چنين ارزشمندى نام معظَّم رهبر كبير انقلاب با نام يكى از شاگردان ايشان مثلًا آيتالله آذرى و يا آيتالله ايزدى همسان و هم تشريف آورده شود ؟ !
4 - حذف كلمات تشريفى مانند « امام » و « امام امَّت » كه عرف مسلمين حضرت ايشان را با اين ألقاب نام مىبرده و مىبرد ، در نگاه افراد علاقمند و وفادار به ايشان اهانت تلقّى مىشود مخصوصاً اين كه خود حضرتعالى « امامت و إمارت » را در اين كتاب در پى هم آورده و مترادف به كار بردهايد . ( ص 169 )
در جائى كه به يك پيشنماز مسجد ، امام جماعت گفته مىشود ، چرا به يك رهبرى اينچنين دلير و پيشتاز نتوان امام امَّت گفت ؟ !
5 - به حقّ معتقد بوده و هستيد كه « اسلام در وجود ايشان متمركز شده است » ( ص 93 ) و كمترين خراشى بر اين چهرهء منوّر ، خراش بر چهرهء اسلام و مسلمين است . امّا بر خلاف اين عقيده و بر خلاف روش كتمانى خود كه براى حفظ حرمت برخى افراد او را نام نبردهايد و فرمودهايد : « يكى از آقايان معروف طهران » و « بعد اللّتيّا و الَّتى » ( ص 40 ) . . . . گفتگو و مسائلى را درج كردهايد ، كه خواه ناخواه موجب هتك حرمت مقام معظم رهبرى و ولايت ايشان مىگردد ( ص ( 89 مثلًا فرمودهايد : كه ايشان فرمودند كه : « ما در اين راه سُريدهايم » و دربارهء إعلاميههاى نخستين ايشان
امام شناسى (فارسى) — صفحة 226
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٢٦