گفتيم كه جامعهء دانشمندان اين نظريه را در عداد خرافات به شمار مىآوردند تا اينكه تحقيقات علمى جديد ثابت كرد كه اين نظريّه حقيقت دارد و بعضى از انوار اگر از بيمار به سوى سالم برود او را بيمار مىكند ، و اولين مرتبه در اتّحاد جماهير شوروى به اين واقعيّت پى بردند .
در شهر « نوو - وو - سيبيرسك » واقع در شوروى كه يكى از مراكز بزرگ تحقيقات پزشكى و شيميائى و زيستشناسى در « سيبريهء شوروى » مىباشد به طور علمى و غير قابل ترديد ثابت شد كه اولًا از سلولهاى بيمار أشعّه ساطع مىشود ، و ثانياً نوعى از اشعّه كه از سلّولهاى بيمار ساطع مىشود هرگاه بر سلّولهاى سالم بتابد آنها را بيمار خواهد كرد بدون اينكه كوچكترين تماسّ بين سلّولهاى بيمار و سلّولهاى سالم وجود داشته باشد . و بى آنكه از سلّولهاى بيمار ميكروب يا ويروس به سلّولهاى سالم سرايت نمايد .
طرز عمل دانشمندانى كه در نوو - وو - سيبيرسك مشغول تحقيق بودند اين شكل بود :
آنها دو دسته از سلّولهاى يك شكل از يك موجود زنده را انتخاب مىكردند و آنها را از هم جدا مىنمودند و مىديدند كه از آن سلّولها چند نوع « فوتون » « 1 » ساطع مىشود .
. . . . دانشمندان شوروى بعد از اينكه دو دسته از سلّولهاى متشابه را از يك موجود جاندار انتخاب نمودند و در دو قسمت جداگانه قرار دادند يك دسته از آنها را بيمار نمودند تا اينكه مشاهده كنند كه آيا در حال بيمارى هم از سلّولها أشعه ساطع مىشود يا نه ؟ و مشاهده كردند كه در حال بيمارى نيز از سلولها فوتون ساطع مىشود .
دانشمندان سلّولهاى دستهء دوم را كه سالم بودند در دو محفظه قرار دادند كه يك محفظه از « كوارتز » بود كه نام ديگرش « سيليكا » است و محفظهء ديگر از « شيشه . »
هامش
( 1 ) يك ذرّهء از نور را فوتون مىخوانند .