جلد نوزدهم و چهاردهم « أغانى » ، و سبط ابن جوزى در « تذكرة خواصّ الامَّة » و سيد هاشم بحرانى در « مدينة المعاجز » و نيز راوندى در كتاب « خرايج و جرايح » با مختصر تفاوتى آوردهاند ، و در « فصل الخطاب » از شيخ الحرمين ابو عبد الله قرطبى راجع به فرزدق و انشاء او مطالبى مذكور است .
و پس از آن مىگويد : انشاء اين قصيده به وسيلهء فرزدق در مدح على بن الحسين عليهما السّلام در حضور هشام بن عبد الملك جاى ترديد و شبهه در نزد اهل تاريخ نيست « 1 » انتهى ملخّصاً .
مرحوم مجلسى همانطور كه ما در اينجا از وى نقل كرديم مجموع أبيات را چهل و يك عدد ذكر فرموده است . « 2 »
در شرح « نهج البلاغة » ابن أبى الحديد ج 10 ص 20 دربارهء أحوال فرزدق مطالبى مذكور است و محدّث قمى در « الكُنَى و الألقاب » ج 3 ص 17 به بعد و در « هَدِيّة الأحباب » ص 211 ترجمهء او و ميميّهء او را ذكر نموده است ، و مامقانى در « تنقيح المقال » ج 2 ص 4 در باب « الكُنَى » در نام فرزدق مفصّلًا ترجمهء أحوال او را آورده است و نام وى را همّام بن غالب بن صَعْصَعَه گفته و كنيهاش أبو فِراس بوده است .
حقير در « نور ملكوت قرآن » ، ج 3 ص 15 و ص 16 مطلبى را از أمير المؤمنين عليه السّلام راجع به او ذكر نمودهام .
آية الله سيد حسن صَدْر در كتاب « تأسيس الشِّيعة لعلوم الإسلام » ص 186 و
هامش
( 1 ) « ناسخ التّواريخ » طبع وزيرى اسلاميّه ، مجلّد احوالات حضرت امام زين العابدين عليه السلام ج 7 ص 372 به بعد .
( 2 ) اگر بخواهيم شمارههاى « ناسخ التّواريخ » را كه أبيات آن 29 عدد بوده و نسبت به « بحار الانوار » 12 عدد كمتر دارد بدانيم كافى است كه طبق شماره گذارى أبياتى كه ما در اينجا از « بحار الأنوار » نقل نموديم ، شمارههاى 1 و 4 تا 8 و شمارهء 28 و شمارههاى 37 تا 41 را حذف نمائيم .