دعاى نيكوئى به قدر دو صفحه مىآورد كه اوَّلش اين است : اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الَّذِى خَلَقْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ أصْلُهَا إبْرَاهِيمُ الْخَلِيلُ ، وَ فَرْعُهَا الذَّبيحُ إسْمَعيلُ ، وَ عَلَى آلِهِ الْغُرِّ الْبَهاليلِ .
و بعد از آن دعائى براى ختم قرآن در چهار سطر ذكر مىكند ، بدين گونه كه : اللَّهُمَّ أنْتَ عَلَّمْتَنَاهُ قَبْلَ رَغْبَتِنَا فِى تَعَلُّمِهِ - تا آخر .
و آنگاه مىگويد : مقابلهء اين كتاب از اوَّل آن تا اينجا با اصل آن با قرائت برادرم : اسمعيل بن محمّد قَفَّال ، أيَّده الله - بارك الله فيه لمن نظر فيه مستفيدا - انجام گرفت .
و سپس صورت اجازهء روايت خود را بدين طريق مىنويسد : اجازه داد به من برادرم ابو القاسم عبد الله بن محمد بن سلمة فرهاذْجِرْدِى - سَلَّمه الله - كه اين صحيفه را بتمامها از او از ابو بكر كرمانى رحمهالله با روايت او از رجالش ، همانطور كه آن را نوشتيم روايت نمايم .
و در ورقهء بعدى سلسلهء رجال روايت را بدين گونه مىآورد : بسم الله الرحمن الرحيم . استاد ابو بكر محمد بن على كرمانى رضىاللهعنه گفت : خبر داد به ما بندار بن يحيى بزوزن كه گفت : خبر داد به من ابو الحسن محمد بن يحيى بن سَهْل الدُّهْنِى ( الرَّهْنِىّ هم خوانده مىشود ) كه گفت : حديث كرد ما را ابو على محمد بن هُمَام بن سُهَيْل
هامش
« ما » حتماً بايد به صورت ألف نوشته شود . يعنى به صورت « إلام و عَلام و حتّام » يعنى غلط است نوشتن آنها به صورت « إلى مَ و على م و حتّى م » و رضىّ در شرح شافيه ( 138 به بعد و قسمت اخير آن معنون به باب الخطّ ) حتى اعتراض دارد كه : ياء مَتى را در اتّصال به ماء استفهاميّه چرا نبايد مانند كلمات مذكوره با ألف نوشت ؟ !
و اجهورى صريحاً مىگويد : « و لأجل اتّصال الحرف الجار لما الاستفهاميّة بها كتب نحو حتّام و عَلَام و إلامَ بألفات » ( شرح منظومه رسم ضمن مجموعه شماره 12792 محفوظ در كتابخانه آستان قدس ، ورق دوم ) و علّامه اثير الدّين ابو حيّان اندلسى نيز به صراحت تمام مىگويد : « فإن وليت ما الاستفهاميّة حتّى أو إلى أو على كتبن بالألف » ( التّذييل و التكميل أيضاً نسخه كتابخانه مذكور تحت رقم 3926 هجده ورق مانده به آخر نسخه ) ( جلد دوازدهم فهرست نسخههاى كتب خطّى آستان قدس رضوى ص 414 ) .