و در بعضى وارد است كه : آن مصحف كلام خداست كه آن را بر فاطمه فرومىفرستاد ، و حضرت رسول املاء مىنمود و حضرت أميرالمؤمنين - عليهم الصّلاة و السّلام أجمعين - با خطّ خود مىنوشتند ؛ مثل آنچه كه مجلسى از « بصائر الدرجات » با سند متّصل خود از محمّد بن مسلم روايت مىكند كه گفت : حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام به اقوامى كه نزد وى مىآمدند و از آنچه رسول خدا صلى الله عليه و آله از خود باقى گذاشتند و به على عليه السّلام ردّ كردند ، و از آنچه على عليه السّلام از خود باقى گذاشت و به حسن ردّ كرد ، مىپرسيدند ، گفتند : وَ لَقَدْ خَلَّفَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه و آله عِنْدَنَا جِلْداً مَا هُوَ جِلْدَ جِمَالٍ وَ لَا جِلْدَ ثَوْرٍ وَ لَا جِلْدَ بَقَرَةٍ إلَّا إهَابَ شَاةٍ ، فِيهَا كُلُّ مَا يُحْتَاجُ إلَيْهِ حَتَّى أرْشُ الْخَدْشِ وَ الظُّفْرِ .
وَ خَلَّفَتْ فَاطِمَةُ عليها السَّلام مُصْحَفاً مَا هُوْ قُرْآنٌ ، وَ لَكِنَّهُ كَلَامٌ مِنْ كَلَامِ اللهِ أنْزَلَهُ عَلَيْهَا ، إمْلاءُ رَسُولِ اللهِ وَ خَطُّ عَلِىٍّ عليه السّلام .
« و هر آينه تحقيقاً رسول اكرم صلى الله عليه و آله در نزد ما پوستى را به يادگار گذاشت كه آن پوست شتران نبود ، و پوست گاو نر نبود ، و پوست گاو ماده نبود مگر پوست دبّاغى نشدهء گوسپندى بود كه در آن تمام چيزهائى كه بدان نياز است حتّى غَرامت و ديهء خراش پوست و ناخن وجود دارد .
و فاطمه عليها السَّلام از خود به يادگار گذاشت مصحفى را كه قرآن نبود ، و ليكن از كلام خداوند بود كه آن را بر فاطمه فروفرستاده بود . آن املاء رسول الله و خطّ على عليه السّلام بود . »
مجلسى در بيان خود دارد : فيروزآبادى گفته است : إهَاب بر وزن كِتَاب عبارت است از پوست يا پوست دبّاغى نشده . و مراد از رسول الله در اينجا جبرئيل عليه السّلام مىباشد . « 1 »
اين از جهت املاء كنندهء مصحف فاطمه ؛ و امّا از جهت مَتْن و مُفاد ، در روايات وارده ديديم كه : قرآن نيست و از حلال و حرام نيست ، فقط راجع به حوادث و
هامش
( 1 ) همين مصدر از طبع كمپانى ص 285 ، و از طبع حيدرى ص 41 و ص 42 حديث 73 . و « بصائر الدّرجات » ص 42 و 44 .