تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
را به حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام نسبت داده‌اند . اين كتاب به قطع كامل بالغ بر سيزده ورقه مگر ربع ورقه مىباشد ، و هر صفحهء از آن 27 سطر است كه هر سطر 23 كلمه دارد . رافعى در كتاب خود : « إعْجاز القُرْآن » اشاره بدين كتاب مىكند و ميگويد : شيعه گمان دارد كه : على شصت نوع از انواع علوم قرآن را املاء كرده است ، و براى هر يك از آنها مثالى بخصوصه ذكر نموده است ؛ و اين در كتابى است كه از أمير المؤمنين با طرق عديده‌اى روايت مىكنند و تا امروز در دست شيعه مىباشد . آنگاه مىگويد : و اين گفتار گرچه بر حسب ظاهر ، قريب به نظر مىرسد غَيْرَ أنَّهُ بِالْحيلَةِ عَلَى تَقْريبِهِ مِنَ الحَقيقَةِ صارَ أبْعَدَ مِنْها وَ أمْحَضَ فِى الزَّعْمِ - اه - . « مگر آنكه اين كلام بواسطهء حيله‌اى كه در قريب نشان دادن آن به حقيقت به كار رفته است ، از حقيقت دور تر گشته و در پندار و خيال بهتر جا گرفته است . » و ما گمان مىكنيم با اين عبارتش اشاره به كتاب « الشّيعَةُ و فنونُ الإسلام » كرده است كه در دو جاى آن ، اين عبارت ذكر گرديده است ، و ليكن نفس رافعى به او اجازه نميدهد كه بدين كتاب اعتراف نمايد و اذعان نمايد كه : على عليه السّلام كه باب مدينهء علم مصطفى صلّى الله عليه و آله است شصت نوع از انواع علوم قرآن را در كتابى كه شيعه آن را با اسانيد خود روايت مىنمايد و در دستشان تا امروز مىباشد ، املاء كرده باشد ، و اين گفتار را حيله‌اى براى نزديك ساختن آن به حقيقت قرار داده است . يا سُبْحانَ اللهِ ! چگونه ممكن نيست مثل اين كتاب از أمير المؤمنين و سيّد العلماء و الموحّدين و وارث علوم خير النّبيّين صلى الله عليه و آله و كسى كه رسول خدا در حقّ او فرمود : أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌّ بَابُهَا ، صادر گردد ؟ ! و چگونه امكان دارد رافعى آن را تصديق كند در جائى كه راويان آن شيعه هستند و آن كتاب تا امروز در دستشان موجود باشد ؟ ! بلكه خود رافعى به واسطهء حيله كردن براى قريب ساختن كلام خود به حقيقت ، از حقيقت دور تر شده است . آيا رافعى اين را تصديق نمىكند در حالى كه در حاشيهء همين كتاب « اعجاز القرآن » مىگويد : بعضى از محقّقين مشايخ صوفيّه دقائقى در تفسير دارند به جهت