تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
دربارهء زكات و حجّ به همين منوال فرمود . و مقتضاى اين حديث ، تصديق امام عليه السّلام است قول مردم را كه : خداوند على را در قرآن با اسم ذكر نكرده است ، و فقط تسميه از تفسير رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلّم در حديث مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ وَ حَدِيث ثَقَلَيْن بوده است . و شاهد بر اين مطلب روايتى است در « كافى » أيضاً در اين باب پس از آن روايت به فاصلهء كوتاهى در صحيحهء فُضَلاء از حضرت أبوجعفر الباقر عليه السّلام ، و روايت أبى جارود از آن حضرت عليه السّلام أيضاً و روايت أبو دَيْلَم از حضرت أبو عبد الله الصّادق عليه السّلام ، كه آن دو امام همام در مقام احتجاج و عدم تقيّه ، قول خداى تعالى :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »
را خوانده‌اند و آن دو امام در تلاوت آيه ، كلمهء « فِى عَلِىٍّ » را ذكر ننموده‌اند . و اين دليل است براى آنكه آنچه در مورد ذكر اسم علىّ عليه السّلام در اين مقام و بلكه در غير آن ، روايت شده است ، فقط از باب تفسير و بيان مراد است در وحى قرآن ، به آنكه تفسير و بيان مراد را جبرائيل از نزد خداوند به عنوان وحى مطلق - نه - قرآن آورده است ،
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى .
و از جملهء آن روايات ، روايت [ محمّد بن ] فُضَيل است از حضرت أبو الحسن الماضى عليه السّلام در باب « النُّكَتُ مِنَ التَّنْزيلِ فِى الْوَلَايَةِ » از « كافى » ، ميگويد : گفتم : هَذَا الَّذِى كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ؟ ! فرمود : يَعْنِى أميرَ الْمُؤْمِنين عليه السّلام . گفتم : تنزيل است ؟ ! فرمود : آرى ! « 1 » زيرا در اينجا آن حضرت ، حضرت أميرالمؤمنين عليه السّلام را با كلامش : « يعنى » ، به عنوان تفسير و بيان مراد و مُشارٌ إلَيه در قول خداى تعالى : « هَذَا » ذكر نموده است . بنابراين كلام امام در جواب كه ميفرمايد : آرى ( از تنزيل مىباشد ) ، دليل است بر آنكه : آنچه را كه عين و وجودش در وحى قرآنى مراد و منظور است أئمّه عليهم السلام آن را تَنْزيل مىنامند .
هامش
( 1 ) « كافى » كتاب الحجّة ، باب 108 : بابٌ فيه نُكَتٌ و نُتَفٌ مِنَ التَّنْزيلِ فِى الولايةِ ، حديث 91 . روايت مفصَّل است و عبارت فوق آخرين فقرهء آن است .